تبلیغات
آزمایشگاه تشخیص طبی ویژه (اقبال سابق)

آزمایشگاه تشخیص طبی ویژه (اقبال سابق)
به وبلاگ آزمایشگاه ویژه خوش آمدید
پیوندهای روزانه

اهمیت زیست پزشکی لیپیدها:

۱-به طور مستقیم یا به صورت ذخیره ای در بافت چربی از منابع مهم انرژی زا برای بدن است.

۲-در بافت های زیر پوستی و بافت های پوششی برخی اندام ها به عنوان عایق حرارتی عمل میکند

۳-لیپیدهای غیر قطبی در طول اعصابی که آکسون انها توسط یک غلاف میلین پوشیده به عنوان عایق حرارتی عمل کرده و باعث انتشار سریع امواج خنثی کننده قطبیت میشود.

۴-درک بسیاری از مسائل زیستی-پزشکی از جمله چاقی ،اترواسکلروز ،نقش اسیدهای غیراشباع در تغذیه و سلامتی مستلزم

شناخت دقیق خواص بیوشیمی لیپیدها ست.

یکی از ترکیباتی که از نظر زیست پزشکی اهمیت زیادی دارد اسید چربی به نام اسید ایکوزا ( یک ترکیب ۲۰ کربنه) است که ترکیبات مهمی به نام ایکوسانوئیدها(۲۰ کربنی ها ) از آن مشتق میشوند.

این ترکیبات شامل:

پروستانوئیدها ،لکوترین ها ، لیپوکسین ها ،

پروستانوئیدها خود شامل پروستاگلاندین ها و پروستاسیکلین ها و ترومبوکسانها هستند.

پروستاگلاندین ها:

در تمام بافت های پستانداران یافت میشود و نقش هورمون های موضعی را بعهده داشته و فعالیت های فیزیولوژی و   فارماکولوژی بسیار مهمی را دارا میباشند.

سنتز ایکوزانوئیدھا (پروستاگلاندین،ترومباکسان ،لکوترین ھا)  فرایند التھاب و تب در اثر عملکرد مشتقات ترکیبات اسید آراشیدونیک ( یک ماده آل ی ٢٠ کربنه

حاوی ۴ پیوند دوتایی ) میباشد .اسیدآراشیدونیک فراوانترین و احتمالا مھمترین پیش ساز  ایکوزانوئیدھا (پروستاگلاندین،ترومباکسان ،لکوترین ھ ا) میباشد. ایکوزانوئیدھا محصولات اکسیژ

ناسیون اسیدھای چرب اشباع شده با زنجیر طویل ھستند، که از مسیرھای زیر سنتز می  شوند:

١)مسیر پروستاگلاندین اندو پراکسیداز سنتتاز (سیکلواکسیژ ناز ): سیکلو اکسیژناز  را به پرستاگلاندین اندوپرکسید تبدیل می کند. این مسیر (Arachidonic acid) اسیدآراشیدونیک

دارای دو ایزوزیم سنتاز میباشد که این سنتازھا دارای اھمیت اند زیرا د راین مرحله است که  داروھای ضدالتھاب غیر استروئیدی و تب بر اثرات درمانی خود را اعمال می کنند.

٢)مسیر لیپو اکسیژ ناز : متابولیسم اسید آراشیدونیک توسط لیپو اکسیژنازھا منجر به  مشتقات ھیدرواکسی و لکوترین ھا می گرد د.بیشترین بررسی روی لکوترین مسیر ۵- لیپو

اکسیژ ناز صورت گرفته که در سلولھای التھابی (پلی مروفونوکلئرھا، بازوفیل ھا ، ماست سل ھا  ،ائوزینوفیل ھا وماکروفاژھا) تولید می شود.

اثرات ایکوزونوئیدھا روی بدن:

پرستاگلاندین کارکردھای متفاوتی در بدن دارند،از جمله ایجاد التھاب،درد و تب ،حمایت ازعملکرد پلاکت ھای خونی وغیره..  در دستگاه عصبی مرکزی پروستاگلاندین ( ۱PGE و ۲ PGE) دمای بدن را بخصوص وقتی در داخل بطن ھای مغزی بکارروند  افزایش می دھند.

عوامل تب زا ، ۱- IL آزاد می کنند که باعث افزایش سنتز و آزادن شدن پروستاگلاندین ( PGE2) می شود.در دستگاه سیستم  ایمنی تجمع پلاکتی بطور قابل توجھی تحت تاثیر ایکوزونوئید ھا واقع میشود. نوتروفیل ھا و لنفوسیت ھا یا پرستاگلاندین کمی  سنتز می کنند یا اصلا پروستاگلاندین نمی سازند، در حالیکه مونوسیت ھا ظرفیت ھای زیادی در زمینه سنتزپروستاگلاندین(PG)

و ترومباکسان(TXA) از طریق مسیر سیکلو اکسیژناز دائمی و قابل تحریک دارند.

ماکروفاژھای مونوسیت تنھا سلول ھای اصلی دستگاه ایمنی ھستند که می توانند تمام ایکوزونوئیدھا را سنتز کنند. لنفوسیت ھای T و B استثناھای جالب توجھی در مورد این قاعده عمومی

ھستند که ھمه سلولھای ھسته دار ایکوزانوئید تولید می کنند.

تداخل بین لنفوسیت وماکروفاژھای منوسیت ممکن است باعث شود لنفوسیت ھا از غشای خود اسید آراشیدونیک  آزاد نمایند. این اسید بعدا توسط ماکروفاژھا ی مونوسیت جھت سنتز ایکوزونوئید مصرف میگردد. ایکوزونوئید ھا اثرات دستگاه  ایمنی را ھمانگونه که از طریق پاسخ ایمنی سلولی مشخص می شود تنظیم می کنند.

مکانیسم ممانعت از سنتز ایکوزانویید ھا :

داروھای آسپرین ، ناپروکسن ،استامینوفن و ایبوبروفن تشکیل TXA و PG را ازطریق ممانعت فعالیت سیکلو اکسیژ ناز بلوکه می  کنند برای مثال آسپرین بازدارنده طولانی اثر سیکلواکسیژناز پلاکتی و بیو سنتز TXA است. زیرا به طور غیر قا بل برگشت  آنزیم را استیله می کند . وقتی سیکلو اکسیژ ناز پلاکتی استیله شد نمی تواند از طریق بیو سنتز پروتیین مجددا تولید شود زیرا

پلاکتھا دارای ھسته نیستند. این داروھا با مھارآنزیمھای سیکلواکسیژناز ز- ١وسیکلواکسیژنا ز- ٢ سنتز پروستاگلاندینھا (Prostaglandins) و ترومباکسا ن (Thromboxane) از آراشیدونیک اسید را متوقف می سازد.

متابولیسم چربیها در بدن:

چربیها یبدن دارای دو منشا : یکی خارجی و دیگری داخلی هستند

منشا خارجی چربیها :

منشا خارجی چربیها مواد غذایی هستند. روزانه به طور متوسط ۱۰۰ گرم چربی از این راه وارد بدن میشود. تقریبا تمام چربیها ی مواد غذایی به صورت چربی خنثی ( تری گلیسرید) میباشند.

تری گلیسریدها ی حیوانی حاوی اسیدهای چرب اشباع شده و تری گلیسریدها یگیاهی به ویژه از اسیدهای چرب غیر اشباعی مانند اسیداولئیک ، اسید لینولنیک ، و اسید لینولئیک غنی هستند.

چربیهای مواد غذایی در روده ها به کمک املاح صفراوی و آنزیم های لیپاز شیره های لوزالمعده و روده هیدرولیز شده و به صورت اسیدهای چرب و چربیهای ساده تر مانند منو و دی گلیسرید

در می آیند.آنزیم ها ی لیپاز عمل هیدرولیز گلیسریدها را به طور کامل انجام نمیدهند.زیرا که تنها ۴۰ درصد تری گلیسریدها به طور کامل به اسید چرب و گلیسرول مبدل میشوند در حالی که ۵۰

درصد تری گلیسریدها فقط با از دست دادن یک یا دو اسید چرب به منو و دی گلیسرید مبدل میشوند و ۱۰ درصد باقی مانده بدون تغییر شکل جذب میشوند.

بنا بر فرضیه Frazer چربیها به دو طریق توسط روده جذب میشوند:

۱- جذب تری گلیسرید و چربی های ساده تر و اسیدهای چرب با زنجیر کربنی طویل( بیشتر از ۱۰ کربن ) که به صورت ذرات ریز کروی شکل از طریق مجاری لنفاوی وارد جریان خون میشوند .

۲- جذب اسیدها ی چرب با زنجیر کربنی کوتاه که مقدار آنها ناچیزنسبتا است .

این اسیدهای چرب از دیواره روده ها عبور کرده و مستقیما از راه ورید باب به کبد میرسند.در داخل سلولهای روده اسیدهای چرب میتوانند دوباره با گلیسرول یا منو و دی گلیسرید ترکیب شده و

تری گلیسریدها را بسازند. همچنین فسفولیپیدها و استرهای کلسترول مجددا در سلولهای روده تشکیل میشود.تری گلیسریدها در داخل مجاری لنفاوی با مقدار اندکی پروتئین ،گلیسرول و

فسفولیپید تشکیل مسیل هایی را میدهند که آنها را شیلومیکرون می نامند.

شیلو میکرون: ذرات کروی شکل ریزی هستند به قطر ۳۰۰ تا ۷۰۰ میلی مول.که یک لایه هیدروفیل فسفولیپیدی و پروتئینی پوشش خارجی آنها را تشکیل می دهد در حالی که چربیها خنثی در

داخل این پوشش هیدروفیل قرار گرفته اند.

از آنجایی که شیلو میکرونها حاوی مقدار نسبتا زیادی چربی و مقدار کمی پروتئین هستند بنابر این دارای ساختمان ناپایداری میباشند. شیلو میکرون ها و اسیدهای چرب از طریق مجاری لنفاوی

وارد جریان خون میشوند.کدورت و شیری رنگ بودن پلاسما پس از خوردن غذاهای چرب به علت وجود این شیلومیکرون هاست. اسیدهای چرب نیز به صورت ترکیب با آلبومین توسط پلاسما

انتقال می یابند.

در پلاسما شیلومیکرون ها توسط آنزیمی به نام لیپو پروتئین لیپاز هیدرولیز شده و به تری گلیسرید ها ،گلیسرول ،اسید های چرب آزاد( FFA ) و مقدار کمی چربیهای دیگر مبدل میگردد. این

ترکیبات توسط سلولهای بافتها بویژه بافت چربی و کبد جذب شده و بدین ترتیب پلاسما صاف میشود.

لیپو پروتئین لیپاز: که به عامل شفاف کننده معروف است آنزیمی است که احتمالا در دیواره موئین رگها وجود دارد و معمولا در جریان خون دیده نمیشود مگر پس از تزریق هپارین . و به همین

دلیل است که تزریق هپارین د رمدت ۲ الی۳ دقیقه موجب از بین رفتن کدورت پلاسما میشود در حالی که اگر هپارین را در لوله آزمایش بر روی پلاسما اضافه کنیم پلاسما کدر و شیری رنگ

باقی میماند.در برخی موارد نادر ، فقدان مادرزادی لیپوپروتئین لیپاز موجب بروز بیماری معروف به پایداری شیلومیکرون ها(Familial Hyperchylomicronemia ) میشود که دراین

صورت شیلومیکرونها درحالت ناشتا نیز در جریان خون وجود دارند.

ادامه مطلب را دربخش سوم مطالعه فرمائید




[ 11 آبان 91 ] [ ساعت 09 و 43 دقیقه و 23 ثانیه ] [ دکتر محمد جواد خادم پور ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ اطلاع رسانی به مراجعین محترم آزمایشگاه تشخیص طبی ویژه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
vizheh

قالب میهن بلاگ download قالب بلاگفا وبلاگ اسکین قالب بلاگ اسکای قالب وبلاگ وبلاگ نویسان قالب وبلاگ دیکشنری آنلاین ایجاد فرم تماس ایجاد گالری عکس نمایش اوقات شرعی تقویم جلالی رتبه سنج گوگل مترجم سایت نمایشگر آی پی گوگل ساخت کد صوتی آنلاین آمارگیر فونت های زیباساز تغییر شکل ماوس فال حافظ فال عشق طالع بینی هندی طالع بینی ازدواج بازی آنلاین